شعر های ابولفضل سپهر

موج بابا - شعری از مرحوم ابولفضل سپهر

اتل متل یه بابا

دلیر و زارو بیمار


اتل متل یه مادر یه مادر فداکار

اتل متل بچه ها که اونا رو دوستدارند


آخه غیر اون دو تا هیچ کسی رو ندارند

بابا مامان رو می خواد باباعاشق اونه


به غیر بعضی وقت ها بابا چه مهربونه

وقتی که از درد سر دست می ذارهرو گیج گاش


اون بابای مهربون فحش میده به بچه هاش

همون وقتی که هر چی جلوش باشهمی شکنه


همون وقتی که هر کی پیشش باشه میزنه

غیر خدا و مادر هیچ کسی رونداره


اون وقتی که بابا جون موجی میشه دوباره

دویدم دویدم سر کوچه رسیدم


بند دلم پاره شد از اون چیزی که دیدم

بابام میان کوچه افتاده بود روزمین


مامان هوار میزد شوهرمو بگیرید

مامان با شیون و داد می زد تویصورتش


قسم می داد بابا رو به فاطمه به جدش

بابا رو دوره کردند بچه هایمحله


بابا یهو دوید زد به دیوار با کله

هی تند و تند سرشو بابا میزد تودیوار


قسم می داد حاجی رو حاجی گوشی رو بردار

نعره های باباجون پیچید یهو توگوشم


الو الو کربلا جواب بده به گوشم

مامان دوید و از پشت گرفت سربابا رو


بابام با گریه می گفت کشتند بچه ها رو

بعد مامانو هولش داد خودشخوابید رو زمین


گفت که مواظب باشید خمپاره زد بخوابید

تو سینه و سرش زد هی سرشو تکونداد


رو به تماشاچیا چشماشو بست و جون داد

بعضی تماشا کردند بعضی فقطخندیدند


اونایی که از بابام فقط امروز دیدند

سوی بابا دویدم بالا سرشرسیدم


از درد غربت او هی به خودم پیچیدم

درد و غربت بابا نشونه هایدرد


درد و غربت بابا غنیمت از نبرد

شرافت و خون و دل نشانه هایمرد


ای اون هایی که امروز دارید بهشمی خندید

برای خنده هاتون طردشو می پسندید


امروزشو نبینید بابام یهقهرمانه

یک روز به هم میرسیم بازی داره زمونه


موج بابام کلید قفل در بهشته

یه روزپشیمون میشید که دیگه خیلی دیره


گریه های مادرم یقتونو میگیره

بالا رفتیم ماست بود پایین اومدیمدوغ بود

                                مرگ ماها تو اغما کی میگهدروغ بود

 

 

لینک دانلود صوتی شعر های ابولفضل سپهر با صدای خودش

اینجا

/ 0 نظر / 19 بازدید