دوست من= book!!

animated gif

 

ررررررررررررررررفتم،ولی زودی اووووووووومدم!Emoticon

 

از طرف دانشگاه رفتیم نمایشگاه کتاب تهران!!! نیلوفر طفلک رو گذاشته

 

 

بودم خونه! تنها بود!

 

ولی خیلی بااااااااااحاااااااال بود!!و کمی هم خوش گذشت!!

 

راستش 100% که به خاطر خرید کتاب نرفته بودم!120% به خاطر

 

هویجورکی و یه تنوع رفته بودم!!!!

 

حالا واسه اینکه دل غرفه دار ها و کتاب فروش ها هم نشکنه!یه چند

 

تایی کتاب خریدم!

 

مثلا کتاب های :

 

animated gif

 

1_ زیاد سخت نگیرید!اباور کنید مهم نیست !!!(روش های برای رفع مشکلات زندگی)

 

"ریچارد کارلسون"

 

خوندن  این کتاب رو در حد تیم ملی اوکراین توصیه میکنم!!

 

البته من خودم بعضی جاهای کتاب رو همینجوری عمل میکردم!یعنی کتاب کمی

 

کارهای منو شرح داده بوود!

 

2_ قلعه حیوانات!!

 

3_ شعر فروغ فرخزاد

 

4_ غواصان بوی نعنا میدهند

 

5_....(این خیلی مهم بود)

 

6_آموزش طراحی چهره

 

7_عروسی خاله سوسکه!!!(چیه ؟ واسه نرگس خریده بودم خب)

.

.

.

 حال کردین عجب کتاب هاییییی!!

 

من توی این سفر چند روزه فهمیدم که پیدا کردن پریز برق (برای شارژ

 

موبایل) مهم تر ازپیدا کردن محل گنج بید!!!!Smiley

 

یعنی هر جا یه عدد پریز خالی میدیدم !یک پلک بهم زدن = پریز پر و

 

گوشی در شارژ!

 

 

 برج میلاد هم رفتیم! واسم مهم بود که برم!

 

آخه همیشه میگم که این کلید برج میلاد دست منه!هر وقت ناراحت و

 

دپرس میشم میرن اونجاو میپرم پایین و خودکشی میکنم!!!تا الان یه

 

500،600 باری پریدم پایین و مُردم!!خدا رحمتم میکنه آیا؟؟Smiley (خیلی از این شکلکه خوشم اومد)

 

این دفعه اومدم واقعی پرم پایین!دیدم حیفه!الکی مزاحم 125 ، 115و

 

 110 میشم!!

 

تازه توی شهر غریب!!

 

تازه بخورم زمین!باید بیان با کاردک منو جمع کنن!!!ولی بازم ............!!

 

نیلوفر دیگه گریه نکککککن!دیگه فعلا قصد پریدم ندارم بابا جان!!من برم

 

 

کی تو رو بزرگ کنه خب!؟!

 

 

چند عدد عکس از این   چند روز و توضیحاتش!!! 

http://upload.iranblog.com/7/1273871001.jpg

میلاد و خورشید!!

میلاد بدبخت خودش واستاده سر جاش هاا!هی این خورشید میاد بهش

 گیر میده!!وای وای وای!

 http://upload.iranblog.com/7/1273866186.jpg

میلاد از این زاویه!!  خورشید کو پس؟  

http://upload.iranblog.com/7/1273925361.jpg 

محمدرضا یه شاخه نیلوفریانِ خشمگیین!!!

(فوتوشاپ نیست!!!واقعیه !ماشینه اومده بالاااااااا)

(البته جوونی هامه!زور داشتم!الان که دیگه هی روزگاااار!!)

حالا نظریه های خود را  برای اینکه:چرا ماشین فوق رو بلند کردم ارائه

دهید!؟

تا شروع پست بعدی وقت دارید!به بهترین نظریه یک عدد!!! اهدا میشود!!

یک عدد= 5.4.3.2.1........1000....... ∞

 

 

http://upload.iranblog.com/7/1273871720.jpg

نمایشگاه کتاب (مصلی)

اینجا که من ایستادم(عکاس)پارکینگش!روی رشته کوهای البرز بود!باید

می اومدیمپایین!بعدش میرفتیم توی غاز های زیرزمینی ،شونصد میلیون

 نفر له ات میکردن!

وقتی قشنگ اتو کشیده شدی!می اومدی بیرووون!

حالا تازه وارد غولش شدی!!اوه اوه!اونجا پر از دووووووووست بود!!مونده

بودیم کدوم روانتخاب کنیم!!!

عجب دوستایی بودن هااا! چیه؟(نیلوفرم غیرتی شد!!)

 کتاب هارو میگم دیگه!دوست من کتاب و این حرفا دیگه!

راستی خورشید هم بود اونجاا!! این خورشید همه جا هست!!دلش

کتک میخواد زیاد!!

نتیجه گیری از این حرف ها:

اگه خواستین خودکشی کنین قبلش نرید کتاب بخرید چون پولتون که

علف خرس نیست که بخرید و نخونید!!یه لحظه همین جا واستید!!!

اصلا پول علف خرس نیست یعنی چی؟پس چی علف خرسه؟مگه

خرس علف داره؟

نمیشه بگیم پول که علف کرگدن نیست؟!

اصلا واستا بینم چرا به کرگدن میگن کرگدن؟؟مگه کرِ؟چرا نمیگن لال

گدن؟؟یا کورگدن؟

.

.

3 سال و اندی بعد

.

واقعا هاا!چرا برج پیزا کجه؟؟ نکنه معمارش موقع کشیدن طرحش دست

خط خورده!بعد تویرودربایستی گیر کرده گفته:مدلشه!!!!

.

.

....

animated gif

جمله ی روز:

نمی‌توانیم کاری کنیم که مرغان غم بالای سر ما پرواز نکنند، اما

می‌توانیم نگذاریم که روی سر ما آشیانه بسازند!!!!

animated gif

یه شاخه نیلوفری 1:ممنوون!ممنون!!ممنون!!!

یه شاخه نیلوفری2:_بابا تو دیگه کی هستی!بابا تو دیگه کی هستی!

بابا توی دیگه کی هستی!! _من؟باباتم دیگه!!_آهان!

یه شاخه نیلوفری3: نرگس:عمو سِزا!بلو!دیگه باهات قهلم!دیگه هم

باهات دوست نیستم!!

من:معلومه که من باهات دوست نیستم!چون عموتم دیگه!!

یه شاخه نیلوفری4:نکته یه شاخه نیلوفری قبل: عمو سِزا=عمو رضا!!

سزا=سضا!!

گاهی تبدیل میشه به سزار!!

یه شاخه نیلوفری5: چندی پیش!!دیدم صداهایی از پشت در خونمون

میاد! 

رفتم  دررو باز کردم!دیدم بچه همسایه (2.3 ساله) داره از درمون میره

بالا!

 یهو اومدم پایین!میگه:اِ اومدی؟؟

میگم: اِ  اومدم!چی کار داشتی میکردی؟

میگه :میخوام زنگ بزن!

میگم واسه چی؟

میگه:بعدش فرار کنم!!

اوووووون صداقتش من رو کشت!!

یه شاخه نیلوفری6:ماهی ها رو عوض کردیم!ماهی رنگ و وارنگ

گرفتیم!یه گربه ماهی هم گرفتیم!همش چسبیده به شیشه آکاواریوم!

یه جوجه طوطی هم خریدیم!ولی یهو مریض شد!مُررررد!!نگران

یه شاخه نیلوفری7:_هووووووووووووووووووووی!!_اگه یه بار دیگه صدات

رو روی من بلند کنی خفت میکنم هااااا!!

_هووووووووووووووووووووی_ یه بار دیگه!!_هووووووووووووووووووی!

_خب حالا شد دوبار !گفتم یه بار!پس کاریت ندارم!! ادامه بده!!!

یه شاخه نیلوفری8:گاهی اوقات خیلی جالب و باحاله که یهو همزمان

با یک نفر یه کلمه رو ناخودآگاه با یک لحن بگی!!نـــــــــه؟

همون تله پاتی و مغز به مغز راه داره و اینا!!

 یه شاخه نیلوفری9:

  تاریکی رو دوست دارم!وقتی برق پله ها روشن باشه!خودم

خاموشش میکنم و توی تاریکی میرم پله ها رو!!

تازه خیلی چیزهای دیگه رو هم دوست دارم!ولی نمیگم که!!

یه شاخه نیلوفری 10:

سلام

خوبین؟؟

این پست میخواست یه چیزه دیگه بشه ولی چون رفتم

نمایشگاه !شد این!!

راستی سعی نکنید افسوس گذشته رو بخورید!!

چون هر کاری کردید خودتون کردید!!اگه برگردید به گذشته بازم همون

/ 168 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرجان

مطهره کجایی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[ناراحت]

مطهره

مرجان جووونن!!من نبودم !!من قبل از تو توادشو بهش تبریک گفته بودم !!البته نظر خصوصی گذاشته بودم !![نیشخند]

عروس و داماد پاستوریزه

(شیوا) خیلی حوصله ی خوبی دارید ها آخه از آقایون بعیده پست طولانی بنویسن ماشالله به حوصله و ذوقی که داری[چشمک]

× دنیـــــا ×

وبلاگت خیلی قشنگه ولی تو که اینقده نوشتی فکر نمی کنی من بخونمشون می کورم [عصبانی]اونوقت باید عینک ته استکانی بزارم[خرخون] بعدشم این چرا ضربدره اسمم خرابید واقعا که باید بسازیش به منم ربطی نداره