یه روز خوب اومد!!

 یه روز خوب اومد!! البته فعلا در مورد موضوعی خاص!!

 سلام به همگی! البته کسی نیس که اینجا!!فکر کنم باز باید ماه ها تلاش کرد

تا اینجا مث قبلنا شلوغ بشه!!

خب حالا من کجا بودم که نبودم! الان اومدم!!

خب یه روزی توی خونه نشسته بودم!! با خودم گفتم خسته شدماااا.بسه درس دیگه!!

یه کم برم تنوع بدم به زندگی!! نـــع!؟!باز خودم گفتم آره بابا!!

پس تصمیم گرفتم!! تصمیم گرفتم برم سربازی!! البته به دلیل های دیگر هم بود!

مثلا تغییر رشته!! که گفتن باید کارت پایان خدمت داشته باشی... منم گفتم باشه میرم

میگیرم! حالا کجا میدن این کارت رو!؟ گفتن باید 18 ماه بری لباس نظامی بپوشی و

خدمت کنی !! گفتم چه کنم! خب میرررررم!! و رفتم!!!!

خب رفتم دیگه! الان برگشتم!!

حالا از شانس خوبم! بگین کجا بود سربازی رو؟!

ابتدا که آموزشی" بیرجند"  پادگانی مشهور به " جهنم سبز "

نیروی انتظامی-مرزبانی!!

آموزشی که یک عمر گذشت! گفتیم خلاص شدیم!!

یهو گفتن ادامه خدمت رو تشریف می برید! استان سیستان و بلوچستان!!

اونم مرزبانی دیگه!! و اینطور شد که خدمت مقدس سربازی آغاز شد!

البته چون منطقه بد وآب و هوا عملیاتی و اینا بود! 2 ماه همینجوری کم شد!

شد 16 ماه! که همین پیش پای شما 1/4/1392 این 16 ماه تموم شد!!

شیرینی ؟ شیرینی میخواین؟!والا عروسی نبودم که:(( سربازی بودم!!

حالا سربازی در حد همین 3-4 خط نبود که تموم شه و بره!

روزها و شب های خودش رو داشت! سختی! خوشی! خاطره!

که البته خیلی هاش رو توی دفتر هایی که داشتم نوشتم!

و البته چرت و پرت هایی مث پست های قبلی وبلاگم هم توی دفترم نوشتم که بعدا

اینجا هم میذارمشون!

و حالا چند تا چند تا شاخه از این شاخه نیلوفری ها:

یه شاخه نیلوفری 1:

در هیاهوی زمین گم شده ای

بر تنم زخم زدی،مثال گژدم شده ای

بی گمان یادت نمی آید مرا

رفته ای مهمان مردم شده ای!!

تــیر 91- زاهدان

یه شاخه نیلوفری 2:

دیگه میخوام تموم شه هر چی که دور خودم دور زدم

هر چی که به خودم فشار آوردم هر چی که غر زدم

دیگه میخوام مثل قدیما دنیال چیزای خاص باشم

دیگه نمیخوام تندروی کنم،شوت باشم میخوام پاس باشم!!

مهر 91- زاهدان

یه شاخه نیلوفری 3:

اونایی که سربازی نرفتم یه چیزی توی زندگی کم دارن!

رفیــــــقِ دورانِ خدمت !!!

یه شاخه نیلوفری 4:

آلبوم پرچم سفید و آلبوم من خود آن سیزده ام

محسن چاوشی هم توی دوران خدمتم

اومد!!   دمش گرم حداقل یه دلخوشی داشتم!!

یه شاخه نیلوفری 5:

 

 

کار دلم به جان رسد

کارد به استخوان رسد

ناله کنم بگویدم

دم مزن و بیان مکن

 

ای دل پاره پاره ام

دیدن اوست چاره ام

اوست پناه و پشت من

تکیه بر این جهان مکن

آلبوم من خود آن سیزده ام-  قسمتی از متن آهنگ  کو به کو !

 

یه شاخه نیلوفری 6:

هم تولد 21 سالگیم رو توی پادگان بودم هم تولد 22 سالگیم!(زاهدان)

کلا سال 1391 ! هیچی به هیچی شد توی زندگیم!!

 

یه شاخه نیلوفری 7:

بیشتر  همسایه های وبلاگی وبلاگشون رو حذف کردن یا آخرین پستشون واسه 2 سال

پیشه! :(

 

فعلا همینا دیگه!!

شاد باشید

بدرووود

 

/ 8 نظر / 49 بازدید

محمدرضای عزیز سلام خوشحالم که دوباره می بینمت. راست میگی خیلی طول میکشه تا دوباره شلوغ بشه. منم هرچند وقتی میام و یه مطلب میذارم که وبلاگم کپک نزنه. خوشحالم که سر زدی. [گل]

مهتاب خوبدل

یادم رفت اسممو بنویسم[پلک]

سامان

خسته نباشی مرد ینی کشته مرده ی کد امنیتیه پرشین بلاگم

علیرضا آقاابراهیمی

سلام. بیشتر وبلاگ ها حذف شدن ولی من کماکان هستم. من تو وبلاگ نویسی یه پا جان سخت هستم! راستی بیرجند بودی ما رو خبر می کردی یه قرار بذاریم. دلم هوای اون روزها رو کرده که خیلی وب شلوغ بود، یادش بخیر! تابستون سه سال پیش. الآن که همه کوچ کردن فیسبوق. یه سر بزن. قربانت.[تایید][گل][چشمک]

رها

چه عجب بلاخره این روز خوب اومد... الاهی سربازی بود؟؟خداروشکر ما دخترا سربازی نداریم...[نیشخند] خوشحالم برگشتی...طول میکشه تا بازم شلوغ شه ولی میشه... منتظر پستای جدیدت هستم...موفق باشی

فاطمه

سلام ... بعد از مدت ها اومدم وب تون رو دیدم ... هنوط هم مثل اون قدیما قشنگه ... من آسمانی ترین ستاره هستم ... یادتون میاد ؟؟؟؟؟؟؟

فاطمه

ممنونم ... تو خوبی ؟؟؟؟ من بزرگ شدم ... مثل اینکه تو هم بزرگ شدی .... من میرم دانشگاه ...